تبليغاتX
علویون :: دو یار , دو هم سنگر , دو پیرو رهبر
علویون
دو یار , دو هم سنگر , دو پیرو رهبر
هفت سین و نمادها 

سبزه : نماد خرمي و نو زيستي

سیب : نماد مهر و مهرورزي

سرکه : جايگزين شراب و نماد شادي ( ميوه درخت تاک در ايران ميوه شادي خوانده ميشد )

سمنو : نماد خير و برکت

سیر : نگهبان سفره ( در اکثر فرهنگ هاي آريائي براي سير نقش محافظت کننده از شر قائل بودند )

سنجد : نماد حيات و بزر حيات

سماق : نماد مزه زندگي

 

|+|
نوشته شده توسط دو یار و یاور=احمد معینی و حمید آقامحمدی در و ساعت
ريشه هاي نوروز و آيين هاي نورو زي  

سال ۸۵ پیشاپیش مبارک

در انديشه ي ايران باستان ؛ آغاز فروردين زمان فرود آمدن فرود هاي گذشته گان به زمين است .

فرود يك جز رو حاني انسان به حساب مي آيد كه همواره در گوهر ايزدي خود باقي مي ماند و هرگز به آلودگي هاي اخلاقي و فكري فرد آلوده نمي شود .با دگرگوني اعتقادات مردم فرورد ها فراموش شدند اما بسياري از آيين هاي نوروزي به گونه اي باقي ماندند . جاي فرود را عمو نوروز گرفت كه در زمان نو شدن سال به زمين مي آيد و سال نو را به ارمغان مي آورد جشن چهار شنبه سوری جشن مقدماتي نوروز است كه هميشه با افروختن آتش همراه بوده است . ايرانيان باستان هميشه آتش مي افروختند ولي هيچ گاه از روي آن نمي پريدند زيرا آن را مقدس مي دانستند و چنين عملي را آلودن آتش مي پنداشتند به جشن چهار شنبه سوري مراسم ديگري نيز متصل است از جمله: فال گوش ايستادن – قاشق زني – پختن آش نذري از دور ترين ايام آيين سفره انداختن در مواقع بخصوص مذهبي مرسوم بوده است يكي از اين سفره ها كه در نوروز انداخته مي شد ورسمي عمومي بود . سفره اي بود كه براي تكريم و تقديس خداوند و شش امشا سپند او انداخته می شد.

( شش امشا سپند  عبارتند از :  اردیبهشت ،خرداد، مرداد ،شهریور ، بهمن ،اسفند )

اين ها با هم مجموعي هفت گانه را تشكيل مي دادند و بدين لحاظ هفت ظرف يا سيني به احترام هفت عدد آن ها بر سر سفره  گذاشته مي شد .

كتاب مقدس: يكي از واجبات سفره نوروزي باستاني كتاب اوستا بود زيرا مي خواستند خوان خود را با كلام الهي متبرك سازند چون دين اسلام آمد قرآن جاي اوستا را گرفت امروزه تلاوت آياتي از قرآن و خواندن دعا بسيار پسنديده است بويژه در زمان تحويل سال نو .

آب : اين عنصر بسيار مقدس و ماهي شناور در آن به ايزد بانو آناهيتا (ناهيد) مربوط هستند چه آن الهه موكل آب بود و تضمين كننده زايش و باروري و فراواني و بركت از سوي ديگر آب با نور و روشني متحد شمرده شده و وجود آن در سفره نوروزي به معني حضور بيشتر نور و روشنايي نيز هست .

آتش : مقدس ترين عنصر نزد زرتشتيان آتش بوده كه نماد پاكي و نور خداوند است و تقديس آن تعظيم الهيت است امروزه بسياري از موارد منقلي زيبا اما بدون آتش در كنار سفره گذاشته مي شود و دانه هاي اسفند هم اغلب از اجزاي تشكيل دهنده خوان نوروزي بود.

سبزه : نشانه سرسبزي و باروري طبيعت و فراواني ورفاه زندگي بوده و هست سبزه نوروزي بيانگر آرزوي آدميان براي سالي پر بركت و پر بار نيز مي باشد در ايران باستان سه ظرف از سبزه را به عنوان سه دستورعمل اصلي دين ( پندار نيك – گفتار نيك – كردار نيك ) در سفره مي نهادند و بيشتر گندم و جو و ارزن بود.

آيينه : از آن جا كه آیینه با نور و تابش رابطه مستقيم دارد و مظهر روشني و فروغ به حساب آمده است گذاشتن آن بر سفره نوروزي از ايام دور مرسوم بوده و به معني نور و تقدس به خانه است.

تخم مرغ : نماد باروري و زايش و بقاي نسل است . گذاشتن تخم مرغ در سفره ي نوروزي به نيت تقويت توالد وحفظ دودمان انجام مي شده ؛ امري كه براي بقاي جامعه ضروري  بوده است وبه همن لحاظ كثرت اولاد هميشه از محسنات شمرده مي شد و داراي ثواب دبني نبز بود . رنگين كردن تخم مرغ ها براي جلوه ي بيشتر سفره ي نوروزي و چشمگير شدن آن است .

ميوه ها : سيب و انار از ميوه هايي هستند كه معمولا در سفره جاي دارد . سيب هم نشانه بركت و فراواني فراورده هاي كشاورزي است . انار نيز ميوه اي نظر كرده و مقدس است كه بعضي آن را ميوه ي بهشتي مي دانند به هر صورت انار با ان دانه هاي فراوانش نشانه فراواني نعمت و بركت است .

سكه : وجود سكه هاي براق و زيبا ممكن است با يكي از امشاسپندان ( شهريور ) مرتبط باشد و يا مظهري از او به شمار رود ؛ چه شهريور حافظ فلزات است .

گردش سيزده : تمامي مراسم و آداب نوروزي با جشني ديگر پايان مي يابد كه روحيه و سر زندگي به آدميان مي بخشد و آنان را براي كار و كوشش هاي بعدي آماده مي كند . اين جشن سيزده بدر است كه هنوز هم در بين ايرانيان عموميت دارد و بسياري رعايت آيين اصلي آن را برخود واجب ميدانند  اگر از حافظه اشخاص کهنسال ياري بگيريم ؛ به ما خواهند گفت كه بيشتر سالهايي كه به خاطردارند در روز سيزدهم باران باريده است . شايد همين امر باعث شده كه ايرانيان باستان روز سيزدهم ماه را روز ايزد باران بدانند .  روزي كه بايد آن فرشته را به ياد آورد ؛ اورا ستايش كرد واز او خواست كه براي آمدن باران اقدام كند .

پس در روز سيزدهم فروردين ايرانيان براي ستايش اهورا مزد و طلب باران دسته جمعي به صحرا مي رفتند ؛ چنانكه تا زمان ما هم در مواقع خشكسالي براي طلب باران گروهي به خارج شهر بروند و دسته جمعي نيايش كنند . شايد بدين ترتيب بوده باشد كه رسم بيرون از شهر و گردش در مرغزارهای و نشستن كنار آب روان ثابت و پايدار شده و همچنان ادامه داده است ؛ چنانکه معمول این است كه افراد سیزده ي خودرا حتي الامكان كنار چشمه و جويباري بدر كنند و بدين سان اين روز را با آب به سر آورند .

|+|
نوشته شده توسط دو یار و یاور=احمد معینی و حمید آقامحمدی در و ساعت
دعا 
احمد جون سلام :

با آهنگ پروانه مهاجر این مطلب رو بخون

امیدوارم حالت بهتر وبهتر بشه

شنیدم تب کردی اونم خفن

انشاالله زود خوب شی

یادته با دوچرخه اومده بودم دم در خونتون ( همون روزی که اومده بودم برا خداحافظی رو میگم )

اصلاْ باورت نمی شد که دارم میرم.

من هی گریه می کردم

تو هی نان چی کو میزدی

اصلاْ یادم نمیره

راستی

الآن که دارم این مطلب رو برات میذارم

آهنگ رو وبلاگ پروانه مهاجر هم روشنه

تو هم با این آهنگ مطب رو بخون

فضا عوض میشه

راستی تو قالب وبلاگ یه کلیپ برا آهنگ بذار

مثل پروانه مهاجر تا صفحه میاد بالا شروع کنه به خوندن.

 

|+|
نوشته شده توسط دو یار و یاور=احمد معینی و حمید آقامحمدی در و ساعت
وصیت دکتر 
نمی دانم . نمی خواهم بدانم . پس از مرگم چه خواهد شد

 نمی خواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت

 ولی آن قدر مشتاقم که از خاک گلویم سوتکی سازد

 گلویم سوتکی باشد. به دست طفلکی گستاخ و بازیگوش

 و او یکریز و پی در پی  دم گرم خوشش را  در گلویم  سخت بفشارد

 و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد

بدین سان بشکند . سکوت مرگبارم را !

                                                   شهید دکترعلی شریعتی

 
|+|
نوشته شده توسط دو یار و یاور=احمد معینی و حمید آقامحمدی در و ساعت
شخصيت هاي بزرگ جهان قبلا چكاره بوده اند 

آدولف هيتلر........................ديكتاتورآلمان................................نقاش پوستر
آلبرت انيشتن.......................فيزيكدان......................................منشي اداره ثبت
الويس پريسلي.....................خواننده.........................................راننده كاميون
اميركبير............................صدراعظم ناصرالدين شاه..................آشپز
او هنري............................نويسنده........................................گاوچران
جرالدفورد .........................رئيس جمهور آمريكا........................مانكن لباس مردانه
جوزپه گاريبالدي..................انقلابي ايتاليايي...............................ملوان
جيمي كارتر.......................رئيس جمهور آمريكا..........................بادام كار
رونالد ريگان.....................رئيس جمهور آمريكا.........................هنرپيشه سينما
شون كانري.................... هنرپيشه سينما...............................بنا و راننده كاميون
كلارك گيبل.......................هنرپيشه سينما..................................چوب بر
ويليام فالكنر........................نويسنده.........................................نقاش ساختمان
گاندي...............................رهبر فقيد هند...................................وكيل دادگستري
جرج واشنگتن....................اولين رئيس جمهور آمريكا..................
كشاورز
نادرشاه افشار.....................موسس سلسله افشاريه.....................پوستين دوز
يعقوب ليث.........................سرسلسله صفاريان...........................رويگر
امير اسماعيل ساماني............سرسلسله امراي ساماني..................ساربان
آلپتكين..............................سرسلسله غزنويان...........................غلام زر خريد
فرخي سيستاني...................شاعر مشهور ايران...........................كارگر كشاورز
حضرت محمد(ص).............پيامبر بزرگ اسلام..............................شباني/ تجارت
حضرت عيسي (ع).............پيامبر بزرگ مسيحيت...........................نجار
حضرت موسي (ع).............پيامبر بزرگوار يهود............................چوپان
پانديت نهرو......................نخست وزير هند.................................وكيل دادگستري
موسوليني.........................ديكتاتور ايتاليا...................................روزنامه نويس
ساموئل مورس...................مخترع آمريكايي................................نقاش
جك لندن...........................نويسنده آمريكايي...............................كارگر كشتي
آلبر كامو..........................نويسنده فرانسوي...............................معلم
ريچارد نيكسون.................رئيس جمهور آمريكا............................وكيل دادگستري
آبراهام لينكلن....................رئيس جمهور آمريكا...........................هيزم شكن
گي دو موپاسان..................نويسنده آلماني...................................كارمند دريا داري
چارلز ديكنز.....................نويسنده انگليسي..................................منشي
آناتول فرانس....................نويسنده فرانسوي.................................كتابفروش
مولير..............................نويسنده بزرگ فرانسوي......................هنرپيشه
هربرت جرج ولز ..............نويسنده بزرگ انگليسي........................شاگرد بزاز
ارنست همينگوي...............نويسنده بزرگ آمريكايي........................خبرنگار
ويليام شكسپير...................نويسنده بزرگ انگليسي........................هنرپيشه سيار
فيدل كاسترو.....................رئيس جمهور كوبا...............................دانشجوي حقوق
كاردينال ريشيلو................صدر اعظم معروف فرانسه.................... كشيش
ناپلئون بناپارت.................امپراطور فرانسه................................افسر توپخانه
كريم خان زند.................موسس سلسله زنديه.......................تير انداز سپاه نادرشاه
ميرزا تقي خان امير كبير.....صدر اعظم ناصرالدين شاه.....................منشي
ژاندارك.........................شخصيت نيمه مذهبي و قهرمان فرانسوي.....چوپان
هانري فورد.....................كارخانه دار آمريكايي.............................ساعت ساز
توماس اديسون..................مخترع بزرگ آمريكايي.........................تلگرافچي
آلفرد نوبل....................... بنيانگذار جايزه نوبل............................. كارگر كارخانه
والت ديزني.....................مخترع سينماي انيمشن...........................پادوي مغازه
ميكلانژ...........................نقاش مجسمه ساز ايتاليايي.....................سنگ تراش

|+|
نوشته شده توسط دو یار و یاور=احمد معینی و حمید آقامحمدی در و ساعت
عاشق و بی احساس 

حرف های دل عاشق یکی از بررو بچه های باصفا با کلی تلخیص :

از تو در شگفت هم نمی توان بود که دیدن بزرگی ات را چشم کوچک من بسنده نیست , مور  , چه میداند بر دیوارهی اهرام می گذرد یا بر خشتی خام .

چگونه این چنین بلند که بر زبر ما سوا ایستاده ای در کنار تنور پیر زنی جای می گیری و در زیر مهمیز کودکانه بچگان یتیم .

پیش از تو هیچ اقیانوسی را نمی شناختم که عمود بر زمین بایستد . چگونه میتوان به شمشیری دریایی را شکافت ؟

مگر از کدام بادهی مهر نوشیده بودی که با تازیانه هشتادزخم بر خود حد زدی ؟   کام وامدارترید ؟ دین به تو یا تو به دین ؟

حلا ببین همون بی احساسا که گفتم چی کارش کردن که بقول یکی دیگه از برو بچه های بزرگ   " سر در حلقوم چاه می برد ومی گریست و چه فاجهای است لحظه ای که یک مرد می گرید.....چه فاجعه ای  ."

|+|
نوشته شده توسط دو یار و یاور=احمد معینی و حمید آقامحمدی در و ساعت
آيا ميدانستيد ؟ 
آيا ميدانستيد بزرگترين اديان دنيا به ترتيب زير مي باشد؟

مسيحيت : ۱.۹ مليارد نفر
اسلام : ۱.۲مليارد نفر
هندو : ۸۱۱ ميليون نفر
بودائي : ۳۶۰ ميليون نفر
يهودی : ۱۴ ميليون نفر
|+|
نوشته شده توسط دو یار و یاور=احمد معینی و حمید آقامحمدی در و ساعت
کلمات جادویی 

مناسب ترين كلمه : خدا
زيباترين كلمه : عشق
پر احساس ترين كلمه : محبت
پر معنا ترين كلمه : نگاه
عالي ترين كلمه : دوستي
تلخ ترين كلمه : جدايي
دردناك ترين كلمه : خيانت
بدترين كلمه : تمسخر
و آشناترين كلمه : تو 

و غریب ترین کلمه: من 

تقدیم به دوستم که خیلی دوسش دارم= احمد معینی

 

|+|
نوشته شده توسط دو یار و یاور=احمد معینی و حمید آقامحمدی در و ساعت
 

یکی از دوستان خوبمون تعریف میکرد که تو سوریه نشسته بودیم یه کنج حرم بی بی زینب (سلام ا...علیه)داشتیم با چندتا از بچه ها میخوندیم وناله میکردیم حال وهوا  دور وبر امیر المومنین بود شعر های ایشون هرکی یه بیت میخوند تا موقعی که ما شروع کردیم بخوندن یه شاهکار از مرحوم شهریار (رحمه الله علیه)

علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا

                                        که به ماسوای فکندی همه سایه هما را

الی آخر.... تا رسیدیم به این بیت

برو ای گدای مسکین در خانه علی زن

                                       که نگین پادشاهی دهد از کرم گدا را

یه دفعه یه پیر مرد اهل حالی از اون وسط داد زد ساکت: اشتباه گفتی...  مارو بگی خشکمون زد کجاشومن که همشو درست خوندم پدر جان کجاشو؟ ..

پیر مرد گفت : درستش رو من میگم :

نرو!!!! ای گدای مسکین در خانه علی زن

لا اله الاالله

یعنی چی؟؟؟؟

 برو ای گدای مسکین در خانه علی زن؟؟؟

گفت :

نرو ای گدای مسکین در خانه علی زن

                                            که علی زند ز رحمت در خانه گدا را

|+|
نوشته شده توسط دو یار و یاور=احمد معینی و حمید آقامحمدی در و ساعت
 
الا یا ایها الساقی ادر کاساً و ناولها        که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکلها
|+|
نوشته شده توسط دو یار و یاور=احمد معینی و حمید آقامحمدی در و ساعت