تبليغاتX
علویون :: دو یار , دو هم سنگر , دو پیرو رهبر
علویون
دو یار , دو هم سنگر , دو پیرو رهبر
شناسنامه 
سلام دوستان گللللللللللللللللم

دیروز با یکی از دوستان می رفتیم دفتر خونه و شناسنامه هم دستم بود.

همین جوری که می رفتیم-(خوب با شناسنامه هم ور می رفتیم) به دوستم گفتم:

یه روز این شناسنامه رو ور میداری می بری محضر البته با یه شناسنامه دیگه(برای ازدواج).

دوباره یه روز این شناسنامه رو ور میداری می بری بیمارستان (برای تایید شناسنامه برای نوزاد). 

دوباره یه روز این شناسنامه رو ور میداری می بری محضر اونم با یه شناسنامه دیگه( برای وارد کردن اسم نوزاد).

دوباره یه روز این شناسنامه رو ور میداری می بری محضر (برای سند زدن خونه).

دوباره یه روز این شناسنامه رو ور میداری می بری محضر (برای به نام زدن ماشین).

....

دوباره یه روز این شناسنامه رو ور میداری می ری تو صف( برای رای دادن و انتخابات).

اما خدای نکرده اگه زبونم لال جنگ بشه دوباره یه روز این شناسنامه رو ور میداری می بری تو صف(برای کپن و سهمیه و...).

خدا کنه نرسه اون روزی که یکی دیگه شناسنامه ات رو ور داره ببره محضر (برای باطل کردن اون).

خداییش دهن خودم وا موند از این حرفی که زدم. 

|+|
نوشته شده توسط دو یار و یاور=احمد معینی و حمید آقامحمدی در و ساعت
عشق 

در آن میان درویشی پرسید که "عشق چیست؟" گفت : "امروز بینی و فردا و پس فردا ".

آن روز بکشتند و دیگر روز بسوختند و سوم روزش به باد بر دادند.

آقا حمید ما هم مرید شماییم حتی اگر امروز دارمان بزنی فردا بسوزونی و پس فردا به باد بدی .

|+|
نوشته شده توسط دو یار و یاور=احمد معینی و حمید آقامحمدی در و ساعت