و این بار حکایت احمد است که دست از سیاست باز کشیده و دل در گرو محبوب ازلی نهاده و کمی با خود فکر همی کند که احمدا پررویی را به حد اعلا رساندی که حق تعالی در حق بندگان ناخلف ،گستاخ و بلهوسی چون تو فرمودند : این بندگان روزی مرا خورند و سپاس هرکس و ناکس از مدیر و رئیس و وزیرگرفته تا فلان و بهمان را گذارند، من کار فردا که نیامده با ایشان تکلیف نکرده ام ولی اینان روزی فردا را امروز از من می طلبند . احمدا تو را چه باید شود از این سخنان که آب شدن آن را همی نشاید بلکه باید ذوب شوی زان پس دود شوی و به هوا روی ولی نه
بنده همان به که زتقصیر خویش عذر به درگاه خدای آورد

